مقدمه
نظریه زمینهای (Grounded Theory) یکی از روشهای پژوهش کیفی است که بهمنظور توسعه نظریه از طریق تحلیل دادههای تجربی به کار میرود. این روش، برخلاف رویکردهای سنتی که با یک فرضیه آغاز میشوند، با جمعآوری و تحلیل دادهها بهصورت همزمان، به استخراج مفاهیم و ایجاد نظریه میپردازد.
پاسخ به چه سؤالات پژوهشی با نظریه زمینهای مناسب است؟
نظریه زمینهای برای پاسخ به سؤالاتی مناسب است که به دنبال درک عمیق از فرآیندها، تجربیات یا تعاملات اجتماعی هستند. این روش بهویژه در موارد زیر کاربرد دارد:
کشف فرآیندهای اجتماعی پنهان: برای مثال، بررسی چگونگی تصمیمگیری مدیران در مواجهه با بحرانهای سازمانی.
درک تجربیات زیسته افراد: مانند مطالعه تجربیات بیماران مبتلا به بیماریهای مزمن در مواجهه با چالشهای روزمره.
بررسی تعاملات و روابط اجتماعی: برای نمونه، تحلیل نحوه شکلگیری هویت در جوامع مهاجر.
مثالهای کاربردی از پژوهشهای نظریه زمینهای
تحلیل مسئولیت اجتماعی شرکتها در بافتهای غیرغربی: مطالعهای با استفاده از نظریه زمینهای به بررسی درک و اجرای مسئولیت اجتماعی در سازمانهای کشورهای در حال توسعه پرداخته است. این پژوهش نشان داد که تفاوتهای فرهنگی و اجتماعی میتوانند تأثیر قابلتوجهی بر نحوه اجرای این مسئولیتها داشته باشند. Emerald
توسعه گردشگری هوشمند در مناطق روستایی: پژوهشی با استفاده از نظریه زمینهای به بررسی تجربیات توسعه گردشگری هوشمند در مناطق روستایی پرداخت و نظریهای در مورد "توسعه مکان تحولآفرین" ارائه داد که نشان میدهد چگونه مکانها میتوانند با استفاده از فناوریهای هوشمند بهبود یابند. VDU
مراحل اجرای پژوهش با روش نظریه زمینهای
جمعآوری دادهها: این مرحله شامل مصاحبههای عمیق، مشاهده مشارکتی و بررسی اسناد مرتبط است.
کدگذاری باز (Open Coding): در این مرحله، دادهها به واحدهای معنایی کوچکتر تقسیم و برچسبگذاری میشوند.
کدگذاری محوری (Axial Coding): ارتباط بین کدهای شناساییشده بررسی و مقولههای اصلی استخراج میشوند.
کدگذاری انتخابی (Selective Coding): یک مقوله مرکزی انتخاب و سایر مقولهها در ارتباط با آن تفسیر میشوند.
توسعه نظریه: بر اساس مقولههای استخراجشده، نظریهای جامع تدوین میشود که پدیده مورد مطالعه را توضیح میدهد.
چالشها و راهکارها در اجرای نظریه زمینهای
اجرای نظریه زمینهای میتواند با چالشهایی همراه باشد، از جمله:
مدیریت حجم بالای دادهها: استفاده از نرمافزارهای تحلیل کیفی میتواند در سازماندهی و تحلیل دادهها کمککننده باشد.
زمانبر بودن فرآیند کدگذاری: برنامهریزی دقیق و تخصیص زمان کافی برای هر مرحله ضروری است.
تداخل پیشفرضهای پژوهشگر: حفظ بیطرفی و انعکاس مستمر درباره تأثیر پیشفرضها بر تحلیل دادهها اهمیت دارد.
نتیجهگیری
نظریه زمینهای بهعنوان یک روش پژوهش کیفی، ابزار قدرتمندی برای درک عمیق پدیدههای اجتماعی و توسعه نظریههای مبتنی بر داده فراهم میکند. این روش بهویژه برای پاسخ به سؤالاتی مناسب است که به دنبال کشف فرآیندها، تجربیات و تعاملات در بسترهای مختلف اجتماعی هستند.